كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
11
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
در آنها به جنگ و انتقامگيرى توجه گرديده و مىتواند به راحتى روحيه افراطىگرائى را در خواننده خود تقويت نمايد . آنها ، اغلب اين را ناديده مىگيرند كه در كتابهاى مسيح و موسى ( عليهما السلام ) نيز مىتوان عباراتى حاكى از همين خشونت را پيدا كرد . در تورات ، مردم اسرائيل بارها به خراب كردن شعائر مذهبى قوم « 1 » و بيرون راندن آنان از سرزمين مقدس و عدم انعقاد هچگونه پيماننامهاى با آنان توصيه شده است . گروه بخصوصى از افراطيون يهودى همين آيهها را براى بيرون راندن فلسطينىها از سرزمينهايشان و مخالفت با طرح صلح خاورميانه به كار بردند . تقريبا همه مىدانند كه استفاده از اين آيات ، و حمل آنها بر اين معانى ، كارى غير اصولى است . اگرچه مسيح هميشه چهرهاى صلحطلب معرفى شده است اما در انجيل آيههاى بسيارى هستند كه به تهاجم و نبرد تشويق مىكنند . حتى در يك مورد مسيح مىگويد : من نه براى صلح بلكه براى ستيز آمدهام . ولى هيچكس اين آيهها را در كشتار هشت هزار مسلمان بوسنييائى به دست مسيحيان صربستان مورد استفاده قرار نداد . در آن زمان هيچكس مسيحيت را ذاتا خطرناك و متجاوزگر قلمداد ننمود . زيرا اطلاعات مردم به قدرى در مورد اين دين بالا بود كه هيچكس اجازه چنين ادعائى را به خود نمىداد . بيشتر مردم در غرب آنچنان از اسلام بىاطلاع هستند كه به هيچوجه نمىتوانند در داورىهاى خود نظرى منطقى و صحيح ابراز نمايند . با اين وجود ، و با همه تاريكى حاكم بر مردم غرب ، در مورد اسلام گاهى نيز جرقههائى از اميد و خوشباورى درخشيده است . براى مثال ، اظهارنظرهاى رئيس جمهور آمريكا و نخستوزير انگلستان در مورد جدا بودن راه اسلام از افراطيون تروريست نمونهاى از ين نظريات مىباشد . آنها با حضور در مساجد مسلمانان و بزرگ شمردن اعتقادات و سنّتهاى مسلمانان آنان را مطمئن ساختند كه حمله به افغانستان به هيچوجه حمله به دنياى اسلام نبوده و آنان از صلحطلبى دين اسلام كاملا مطمئن مىباشند . اين اظهارنظرها در حالى صورت گرفت كه 10 سال قبل در زمان سلمان رشدى هيچ سياستمدارى حاضر به طرح چنين مسألهاى نبود .
--> ( 1 ) - Cannanites